![]() |
![]() |
|
|
رقص پر در باد از قتل کبوتر گفت و رفت «قامت آزاده و سرسبزی ما جرم ماست» پرتو شمعی به رخسار پسر افتاده بود دست بيجان و جوانی با کبودیهای خويش «شام دارم ميکشم» مادر به دختر گفت و ماند «من تجاوز را حريفم تا فراسوهای مرگ» «بيشمارانيم در اين باغ ای دست خزان» «قدرت ما وامدار عشق پوتين و علیست!» «باش برّان تا به زودی غرق زنگارت کنيم» روی منبر قاتلی عمامه بر سر، خون به لب راه و رسم قتل کافر را و کافربچه را |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:49 توسط ابوالقاسم قاسمی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
.
|
|
RSS
|