![]() |
![]() |
|
گاهی وقتا که غریبم " تو حصار شب اسیرم
سر رو شونه های بارون " می زارم که جون بگیرم
تو ستاره شبامی " وقتی اسمون سیاهه
چشمای خسته و خیسم " منتظر ...... خیره به راهه
اگه دیگه بر نگردی " منو با شبا بزاری
اگه این سکوت تلخ رو " تو بزاری به یادگاری
بری از دیار غربت " نکنی تو هیچ یادم
کیه وقت تنهایی ها " برسه به آه و دادم
منه دل شکسته بی تو " میون حصار غربت
بیا عشق پاکمون رو " بکنیم با قلبا قسمتزندگی با عشق رنج است زندگی بی عشق مرگ است جدایی شیر را روباه سازد تنهایی عمر را کوتاه سازد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 18:41 توسط ابوالقاسم قاسمی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
.
|
|
RSS
|