![]() |
![]() |
|
|
میدونم عشق به یه معنای دیگس سر زمین دل یه دنیای دیگس میدونم سادگی جاش تو قصه هاست دل سپردن به یه معنای دیگس میدونم که عاشقی نیست راهش این عشق سرمایه و سودای دیگس عاشقا ساده و بی رنگ و ریان قلبشون مثل یه دریای دیگس واسشون تا از دل و دریا بگی رنگ و رو شون به یه سیمای دیگس چینیه قلبشونم اگه شکست دلشون خوش به یه فردای دیگس عاشقا دیارشون شهر شبه فکر شون تو خواب و رویای دیگس شهر عشق و مثل من خوب بلدن عشقشون سنبل عشقای دیگس اون روزی که عشق اومد دلم رو برد فهمیدم نیگاش یه جورای دیگس منی که ساده بودم مثل وفا ندونستم که دلش جای دیگس مثل بارون نمنمک حرف میزدم تا بگم چشات یه شهلای دیگس واژه هام تپق زدن تا بدونه تو دلم یه شور و غوغای دیگس می دونستم حواسش اینجاها نیست پیش یه عاشق و رسوای دیگس توی آخرین نفس دلم گرفت دیدی عشقم به یه معنای دیگس
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد دَم خویش را بر گلویم سخت بفشارد مرغ عشقم باز در پرواز شد باب عشقم باز بر دل باز شد هر که شاد آمد به ما ناشاد رفت سوخت پس خاکسترش بر باد رفت عقل گويد زين خرابي ها چه سود عشق گويد تا شود کامل وجود
گشته ام در قفسي مرغ شكيباي سكوت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 18:5 توسط ابوالقاسم قاسمی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
.
|
|
RSS
|