![]() |
![]() |
|
|
من و تو با پای خسته سوی روشنی دویدیم بی دریغ از کوشش ما که به آخر نرسیدیم منو با دلواپسی هام توی نیمه راه گذاشتی واسه این شب زده افسوس دیگه احساسی نداشتی بذار تا از دو چشمام اشک بباره شکست من برات فرقی نداره گناه توست که بر این حال و روزم بسوز ای دل سزاوار بسوز!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 12:37 توسط ابوالقاسم قاسمی |
|
|
عشق يعني: خواستن،امانگفتن عشق يعني: سوختن،اما ساختن عشق يعني: طغيان دل،اما لب فرو بستن عشق يعني: با چشم سخن گفتن وبا حسرت سكوت كردن عشق يعني: راز،رازي كه حتي معشوق هم داند عشق يعني: خواستن براي دوست زيستن براي دوست بودن براي دوست مردن براي دوست بي آنكه باشي وبخواهي كه باشي عشق يعني: مناجات شبهاي تنهايي وضو با قطرات اشك گرفتن عشق يعني: روزي بي صدا،بارسفربستن ورفتن عشق يعني: پرستش،بدون چشمداشت نيايش،بدون خواهش ستايش،بي صدا صداقت،بي ريا رفاقت،بي جفا عشق يعني: چون خورشيد،تابيدن برشبهاي دوست وچون برف،ذوب شدن برغم هاي دوست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 12:34 توسط ابوالقاسم قاسمی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
.
|
|
RSS
|